تابلوی اعلانات

مطالب درج شده در مورد معجزات علمی قرآن عقاید شخصی نویسنده وبلاگ می باشد و درستی یا غلطی آن بستگی به برداشت خواننده وبلاگ دارد. در بقیه پست ها مطالب بدون در نظر گرفتن دین خاصی به برسی نظریه های علمی آفرینش می پردازد


برای ثبت نظرات خود از این قسمت اقدام کنید.

Saturday, May 26, 2012

Monday, April 16, 2012

برسی ایرادات نظریه خلا کاذب و جهان پیش از انفجار بزرگ




 در پست قبلی در باره بیگ بنگ ایراداتی مطرح شده بود که از جمله اینکه تعدادی از دانشمندان اتئیست ادعا می کنند در خلائی که وجود داشت آن خلا دریچه ای رو به جهان های دیگر بود و یا ماده و انرژی از آن خلا بوجود آمده بود و یا آن خلا یک خلا کاذب بود





در این پست به برسی این نظریه می پردازیم:
بیل برایسن در کتاب بسیار پر ارزش تاریخچه تقریبا همه چیز نوشته است:
در یک فرضیه گفته می شود احتمالا تکینگی که باقیمانده از یک کائنات متلاشی شده پیشین بوده است-بدین معنی که که ما فقط یکی از کائنات های موجود در چرخه ابدی کائنات های ایجاد شونده و گسترش یابنده هستیم مانند کیسه هوایی روی یک دستگاه اکسیژن برخی دیگر انفجار بزرگ را به چیزی به اسم خلا کاذب یا یک میدان عددی یا انرژی خلا نسبت می دهند کیفیت یا چیزی که باعث بوجود آمدن مقدار ناپایداری در آن هیچی شده وجود دارد اینکه بتوان چیزی را از هیچ بدست آورد غیر ممکن است.
اما اینکه زمانی هیچ چیز وجود نداشته ولی اکنون یک کائنات وجود دارد دلیلی بر این مدعاست که چنین چیزی شدنی است.این امکان وجود دارد که کائنات ما صرفا بخشی از چندین کائنات بزرگتر باشد برخی با ابعاد متفاوت و انفجار های بزرگ در همه اینها رخ داده است.
با این احتمال پیش می رود که زمان قبل از انفجار بزرگ روی هم شکل های دیگری داشته است شکل های بس بیگانه تر از آنچه قابل تصور باشد و انفجار بزرگ یک مرحله انتقالی است که در آن کائنات از شکلی که برای ما قابل درک نیست به شکلی که برای ما قابل درک تر است تبدیل می شود.


دکتر آندری لیند کیهان شناس در دانشگاه استنفورد به روزنامه نیویورک تایمز گفت:((این ها مسائلی بسیار نزدیک به مسائل مذهبی هستند.
نظریه انفجار بزرگ نه به موضوع انفجار بلکه به چیزهایی که پس از انفجار رخ داده است البته نه خیلی پس از انفجار.دانشمندان با انجام محاسبات بی پایان و مشاهده فعل و انفعالات دقیق درون دستگاه های شتاب دهنده به این نتیجه رسیده اند که در زمان 10 به توان -43 ثانیه کائنات به قدری کوچک بود که برای مشاهد و پیدا کردنش باید از میکروسکوپ استفاده کرد.
رابرت دایک در نظریه انبساطمی گوید:کائنات در کسری از یک ثانیه پس از سپیده دم آفرینش ناگهان چنان دچار گسترش خارق العاده و ناگهانی شد یعنی عملا به همراه خودش سرعت گرفت و ابعادش در هر 10به توان -34 ثانیه دو برابر شد کل این واقعه ممکن است در چیزی بیش از 10 به توان -30 یعنی یک میلیون میلیون میلیون میلیون میلیونیم ثانیه به درازا نکشد ولی آن را به چیزی دست کم 10,000,000,000,000,000,000,000,000,000 بار بزرگتر تبدیل کرد.
آنچه از دیدگاه ما خارق العاده می سازد نظم از کار آمدن چنین کائناتی است اگر شکل کائنات به اندازه نوک سوزن با شکل کنونی آن تفاوت پیدا می کرد اگر جاذبه به مقداری کمتر یا بیشتر بود اگر سرعت گسترش مائنات مقداری بیشتر یا کمتر بود امکان نداشت که ماده و عناصر پایدار پدید بیایید و ما و شما امروز بروی این کره خاکی وجود داشته باشیم.

Thursday, April 5, 2012

انفجار بزرگ داستان خلقت همه چیز از هیچ چیز

مقدمه در این پست سعی شده است به برسی نظریات مخالف و موافق آفریتش و انفجار بزرگ پرداخته شود ویدئو ها و فایلها بصورت کم حجم در سایت یوتوب و پرشین گیگ برای دسترسی آسان بار گذاری شده است.
در زمان های گذشته مخصوصا قرن 19 و بخشهایی از قرن بیستم اعتقاد بر این بود که کائنات از اول وجود داشته است بسیاری از فلاسفه و متریالیست ها از جمله کارل مارکس لئون تولوستوی و ... بر این عقیده بودند که جهان از اول وجود داشته است متاسفانه عده ای نیز امروزه بر این عقیده هستند که انفجار بزرگ هیچ وقت اتفاق نیفتاده است.
در اینجا و اینجا و اینجا و اینجا و اینجا و اینجا و اینجا و اینجا و اینجا می توانید تظریات تعدادی ازدانشمندان متریالیسم زمان حاضر را در باره اینکه انفجار بزرگ هرگز اتفاق نیفتاده است را ببینید.
اما نظریه ای که مورد قبول بیشتر دانشمندان حتی دانشمندان بی خدا از جمله استیون هاوکینگ است نظریه انفجار بزرگ است.ادوین
 هابل ستاره شناس آمریکایی در قرن بیستم میلادی مشاهد کرد که کهکشان ها با سرعت بسیار زیادی از هم در حال فاصله گرفتن است و جهان در حال انبساط است او بخاطر این کشف خود موفق به
دریافت جایزه نوبل شد.
این کشف درست در زمانی بود که تبلیغات متریالیستی در اوج خود بود انبساط عالم ثابت می کرد که کل جهان از یک نقطه آغاز شده است و جهان در حال گسترش است.در سال 1948 جرج گاموف اعلام کرد که که چیزی بنام تابش زمینه کیهانی Cosmic Microwave Background radiation یا به اختصار CMB وجود دارد در سال 1965 آرنو پنزیاس و رابرت ویلسون موفق به کشف این خاصیت شدند در سال 1991 در سال ۱۹۹۱ رصد خانه فضایی COBE موفق شد اثبات کند که CMB آثار باقی مانده از انفجار بزرگ است.

در این فایل می توانید به تاریخچه ی متریالیزم و چگونگی کشف گسترش کائنات و CMB ها گوش دهید.
همچنین فایل تصویری این برنامه برای سرعت پایین را روی آپارات و یوتوب می توانید مشاهده کنید.

در این پست سعی به مطالعه مراحال انفجار بزرگ می کنیم.
در مرحله اول حدود 15 میلیارد سال قول هیچ چیز وجود نداشت  و فقط خلا بود البته گروهی از دانشمندان معتقد هستند که همه عناصر کائنات در یک نقطه یا یک اتم اولیه جمع شده بود و از انفجار آن هسته ماده زمان و انرژی بوجود آمد.


همچنین عده ای ز دانشمندان متریالیست از جمله استیون هاوکینگ معتقد هستند که آن خلا فضایی بود برای ارتباط جهان ما و جهان های گذشته و نظریات دیگری که در این مورط مطرح می شود.از جمله می توانید به سخنان دکتر علی نیری با دکتر فرهنگ هلاکویی در این فایل در مورد خلائی که قبل از انفجار بزرگ وجود داشت.
همچنین عده ای نیز به تازگی نظریاتی مطرح می کنند که جهان قبل از انفجار بزرگ وجود داشت و در انفجار بزرگ تنها از مرحله ای به مرحله دیگر وارد شد که هیچ کدام از این دو بطور کامل اثبات شده نیست.
در این لینک و این لینک و این لینک و این لینک می توانید ویدئوهایی در باره جهان پیش از انفجار بزرگ را مشاهده کنید.
نکته ی دیگری که مطرح می شود این است که وزن آن نقطه اولیه چیزی نزدیک صفر بوده است که نظریه اینکه همه ماده در یک اتم اولیه جمع شده بود را به زیر سوال می برد.
در مرحله اول نخستین رد پا از خدا مشاهده می شود در 10 به توان -43 ثانیه دمای آن تقطه به حد بی نهایت می رسد که با هیچ یک از دستگاه های امروزی قابل اندازه گیری نیست انرژی لازم برای رساندن دمای نقطه به حد بی نهایت از کجا تامین شده است سوالی است که هیج دانشمندی نمی تواند به آن پاسخ بدهد.

در این هنگام قوانین کائنات پی ریزی شد و کاورتز ها شروع به شکل گیری کردند.
در 10 به توان -37 ثانیه دمای اولیه به 10 به توان 29 درجه کلوین می رسد.در این مرحله پروتون و نترون تشکیل شده است.
در یک دهم ثانیه دما به 30 بیلیون درجه می رسد و اتم ها شروع به شکلگیری می کنند و الترون به دور هسته می چرخد.
در یک ثانیه بعد از انفجار وزن حجمی به حدی بالاست که وزن یک توپ از آن ماده می توانست به اندازه یک کهکشان باشد.
در ثانیه چهاردهم دما به 3 بیلیون رسیده است.در سه دقیقه بعد دمای کائنات 60 برابر دمای مرکز خورشید است.
در اینجا دومین رد از خدا مشاهده می شود قوانین فیزیکی به گونه ای است که همراه با هر ماده ا ی ضد ماده تشکیل می شود ولی معجزه ی دیگری رخ می دهد و تعداد ضد ماده ها کمتر از ماده ها در تشکیل می شود زیرا اگر در آن مرحله ضد ماده با ماده به تعداد برابر تشکیل می شد کائناتی دیگر وجود نداشت.

نکته دیگری که دخالت مستقیم خدا را در بیگ بنگ ثابت می کند این است که همه انفجار ها در کل کائنات بسوی بی نظمی پیش می روند و باعث تخیریب می شوند اما انفجار بزرگ تنها انفجاری است که بسوی نظم پیش رفته و بجای تخریب باعث سازندگی شده است.
در دقیقه 30 دما به 300 میلیون درجه رسیده است و در اینجا اولین اتم ها شکل می گیرد.
نکته جالبتر این است که تمام این مراحل با نظم خاصی اندازه گیری شده است و اگر به مقدار یک میلیونیم این محاسبات اشتباه می شد امروز کائناتی وجود نداشت.
سخنان دکتر فریدون صحافی در باره مراحل انفجار بزرگ و نظم بکار رفته در انفجار بزرگ  آپارات یوتوب
بعد از مدتی مواد اولیه شروع به تولید کرد و عناصر تولید شدند و در ابتدا آسمانها بصورت بخار و دود گرمی در آمد

بعد از 350 میلیون سال از آفرینش کائنات نخستین نور از میان تاریکی پدید آمد و آسمانها شروع به باز شدن کردند.
سخنان دکتر فریدون صحافی در باره مراحل میانی تشکیل کائنات  آپارات یوتوب
در مرحله بعدی ابتدای ستاره ها سیاهچاله ها و سپس سیارات بوجود آمدند.
سخنان دکتر فریدون صحافی در باره مراحل انفجار بزرگ و پدید آمدن مواد اولیه سپس ستاره ها و سیارات و در نهایت کره زمین آپارات یوتوب

سخنان عبدالعلی بازرگان در باره بیگ بنگ و آفرینش کائنات 

ویدئوی زیبایی در باره بیگ بنگ و آفرینش کائنات

ویدئویی از هارون یحیی در باره آفرینش کائنات.

این پست به تدریج تکمیل خواهد شد.

Monday, February 27, 2012

ریچارد داوکینز اتئیست مشهور:نمی توانم ثابت کنم خدا وجود ندارد!

روز پنج شنبه بیست و سوم فوریه در آکسفورد بین بیولوژیست و آتئیست ریچارد داوکینز و اسقف کانتربری روان ویلیامز با مواضع غیرمنتظره ای از دو طرف به پایان رسید. روان ویلیامز پذیرفت که انسان اولیه ای وجود نداشته و آتئیست مشهور داوکینز که از منتقدان بزرگ آفرینش‌گرایی و یک بی‌خدای مشهور است در مناظره با اسقف کانتربری گفت: نمی توانم ثابت کنم خدا وجود ندارد


او در یک مناظره‌ی زنده راجع به سرآغاز عالم با روان ویلیامز با اعتراف به این موضوع همه ی بینندگان و مستمعین را متعجب و شوکه کرد. زمانی که اسقف(دکتر روان ویلیامز) داروین را مشهورترین خدا ناباور خطاب کرد، داوکینز این موضوع را رد کرد و گفت داوکینز به اسقف کانتربری گفت:" از نظر من داروین آتئیست نبوده!"‬
پروفسور داوکینز اعلام کرد که یک آگنوستیک است و نمی تواند ثابت کند که خدا وجود ندارد.
برای مشاهده کامل این مناظره از ویدئوی جاسازی شده در قسمت پایین استفاده کنید:

Thursday, December 15, 2011

تعریف نیروی آفرینش انشتین

مارلین بوکس کریدر

فیزیولوژیست دارای رتبه M.SC. و دکتری فلسفه از دانشگاه مریلند دانشمند فیزیولوژیست در بخش حفاظت محیط زیست ایلات متحده و توسعه مرکز  تفریحات ماساچوست.استاد زیست شناسی در کالج نازارن شرقی عضو انجمن زیست شناسان آمریکا متخصص در  سوخت و ساز و جریان خون

من هم به عنوان یک فرد معمولی و هم به عنوان فردی که دائما با مطالعات علمی سروکار دارد در وجود خدا ابدا شکی ندارم مسلما خدا وجود دارد اما وجود او را روش های آزمایشگاهی نمی تواند ثابت کند تجذیه و تحلیل خدا با این روش ها امکان ندارد.

خدا موجود مادی و طبیعی نیست که بتوان آن را تحت مطالعه آزمایشگاه قرار دارد.بلکه او یک وجود روحی و معنوی است که قادر متعال و خالق کائنات است.

نیاز به بیان نیست که اغلب نظریه ها و حقایق علمی که بعضی ها در صحت آن شک ندارند هنوز به اثبات نرسیده از غالب آن نظریه ها در کاوش کارهای طبیعت بیش از حقایق مسلم می شود استفاده کرد.اگر شما وارد خانه تان شوید و ببینید که چیزهایی از خانه شما دزدیده شود در عین حال مردی را مشاهده می کنید که از در عقبی فرار می کند.نمی توانید حکم قطعی به دزد بودن او بدهید ولی شواهد ظاهری او را محکوم می کند.یک قاضی قبل از صدور حکم اهمیت دلایل و شواهد را مورد مطالعه قرار می دهد.

به علاوه روش های علمی نمی توانند تمام حقایق را ثابت کنند مثلا علوم نمی توانند عشق را که یکی از عواطف مهم بشری است را تعریف یا تحلیل کنند.همچنین کسی که ذوقی نداشته باشد نمی تواند زیبایی موسیقی را در یابد و یا تعریات علمی نیز نمی توانند این زیبایی را به او بفهمانند.ولی آیا کسی می تواند وجود عشق یا زیبایی موسیقی را منکر شود؟اثبات وجود خدا نیز مثل معنویات است.یعنی حوادث طبیعی که به وجود خدا دلالت می کند.ولی با روش های علمی نمی توان وجود یا عدم وجود خدا را بطور قطع ثابت کرد.

نخستین قسمت دلایل ما در مطالعه عالم کون است:وقتی که می بینیم دنیایی با نیروی طبیعت بوجود آمده است با نظم و ترتیبی معینی اداره می شود متوجه می شویم که این دنیا باید تشکیل دهنده و اداره کننده داشته باشد.این نظم و تریتب به اندازه ای مهم و دامنه دار است که می توانیم حرکت سیارات و حتی حرکت ماهواره ها را به شکل دقیق پیش بینی کنیم.

این دقت و نظم در بارهای الکتریکی و واکنش های شیمیایی کامل است.وبه همین جهت است که می توانیم بسیاری از پدیده های طبیعی را با معادلات ریاضی بیان کنیم.این نظم و ترتیب در مطالعات و تجارب بشری مشاهده می شود و نتیجه نظم و ترتیبی است که در عالم حقیقت و معنی وجود دارد.وجود نظم و ترتیب به جای هرج و مرج دلیل بارزی است بر اینکه جریانات تحت کنترل قوه عاقله قرار دارد.

قسمت دیگری از دلایل در عالم حیات یعنی ساختار وجود حیوانات ونباتات است.یکی از موضوعات جالب برای یک نویسندخ یا عالم وظایف الاعضا(فیزیولوژیست)پیچیدگی و ابهام بزرگی است که در ساختار بدن انسان و حیوانات موجود است.آفریدن یا ساختن یک عضو کوچک بدن انسان یا حیوان از قدرت با هوشترین و ماهرترین بشر خارج است.کلیه یا ریه مصنوعی اگر چه کار کلیه یا ریه را انجام می دهند ولی کلیه و ریه نیستند.

در مورد مغز باید گفت که این عضو خواص و استعداد هایی شگرف و باور نکردنی دارد.دانشمندان به چند خاصیت فیزیکی و شیمیایی آن از قیبل هدایت برق و غیره پی برده اند.ولی اغلب خواص و وظایف آن هنوز مجهول است.

مغز مسئول تمام حرکات عضلانی است و تمام کارهای اساسی بدن که زندگی به آنها بسته است مثل تنفس و ضربان نبض تحت کنترل مغز انجام می گیرد.مغز محل حافظه است که در آن هزاران صور فکری نقش بسته است.و در هنگام لزوم شخص صورتی را که می خواهد به یاد می آورد.هیچ تفسیر مادی از کارهای مغز مثل حل مسائل و مربوط کردن موضوعات به یکدیگر نمی توان به دست داد.همچنین هیچ یک از حالات مغز از قبیل عشق حس شخصیت و  علو همت همگی از وظایف و شئون توده ی کوچکی از پروتوپلاسم است که مغز نامیده می شود.ولی چه کسی می تواند آنها را بر مبنای فیزیکی و مادی توجیه کند؟

یکی از عجایب بدن انسان هزاران فعل و انفعال شیمیایی است که دائما در بدن به عمل در می آید که وقوع اغلب آنها در خارج از بدن ممکن نیست مثل خنثی شدن اسیدها و هضم غذا و نگاهداری بدن در بهترین شرایط ادامه حیات و تولید مواد ضد سم و ضد میکروب در نتیجه تولید مصونیت شخصی.

بدن انسان برای مقابله با میکروب های بیماری زا و سموم پادزهر های مخصوصی تولید می کند که مخصوص آن میکروب یا سم است.حتی اگر یک تجذیه دقیق شیمیایی به عمل آوریم خواهیم دید که ترکیب شیمیایی بدن شخصی با شخص دیگر متفاوت است اما این کار به دست چه کسی صورت گرفته است مسلما کار خود آدمی نیست.

قلب در تمام مدت زندگی حرکت موزون و منظم خود را انجام می دهد و تغذیه اعضای بدن را به وسیله خون تامین می کند و اعصاب آن را قطع کنند بازهم به ضربان ادامه می دهد این کیفیت در حالت وقوع حوادث و تصادفات حائز اهمیت فراوانی استومعنی این اعجاز طبیعی چیست و چگونه می توان این معنی را تفسیر کرد؟

عجایب خلقت در بدن انسانی و کارهایی که در آن انجام می یابد با معمای زندگی یعنی روح ارتباط نزدیک دارند.

دانشمندان و فلاسفه سخت کوشیده اند تا این معما را حل کنند ولی هنوز موفق نشده اند.

بسیاری از خواص فیزیکی و  فعل و انفعالات شیمیایی پروتوپلاسم زنده را ما می دانیم و با وجود این انفعالا پیچ در پیچ تعریف درستی از پروتوپلاسم نمی توانیم به دست بدهیم.

در علوم یک فرضیه وجود دارد که ما آن را فرضیه نیروی حیات می نامیم طبق این فرضیه در موازات نیروی مادی نیروی دیگری نیز به نام نیروی حیات وجود دارد.این نیور باعث انجام فعل و انفعالاتی در بدن حیوانات و نباتات می شود که بدون مداخله آن وقوع آنها امکان ندارد.و طبیعی است که این نیرو در بدن اجسام زنده باید عمل کند.ولی اولا این فرضیه را اغلب دانشمندان قبول ندارند در ثانی وجود یک نیرو به نام نیروی حیات مساله را حل نمی کند چون اگر ما وجود نیروی حیات را قبول کنیم باز نمی توانیم معنی روح را بفهمیم و علت حوادثی را که روی نقشه منظم و حکمت عالیه در بدن انسان یا حیوان صورت می گیرد را کشف کنیم.چه نیرویی باعث می شود که یک سلول کوچک در رحم مادر نمو کرده جنین شود و بعد حیوان بزرگی با بافت های بزرگ و کوچک و اعضای گوناگون را به وجود بیاورد؟

ما نباید هر چیزی را که کیفیت وقوع آن را نمی دانیم همچون بشرهای اولیه به خدا نسبت دهیم و مثلا بگوییم رعد و برق نتیجه خشم خداوندان است بلکه ما باید با ملاحظه نظم و ترتیب و حکمت بالغه و مشیت عالیه ای که در طرح جهان وجود دارد به نظم جهان پی ببریم.

حال به قسمت دیگر عالم یعنی کیفیت پیدایش آن توجه می کنیم در این توجه ما شواهد زیاد دیگری از  وجود یک نیروی خلاق دیگری که مافوق این جهان است ملاحظه خواهیم کرد.

سابقا چنین تصور می شد که اولین ماده جامد از فعل و انفعال گازهای گرم و پیچان بوجود آمده استوبدین طرز که نخست گازهای مزبور به حجم بزرگی انبساط یافته سپس به صورت پراکنده ای در آمده و صفوف منظم اجرام سماوی را تشکیل داده است و از آن پس حیات نیز به همین ترتیب پدید آمده است.ولی از زمان پاستور به بعد این اصل مسلم علمی به بوجود آمده است که هیچ جسم زنده ای خود به خود یا از یک جسم بی جان بوجود نمی آید.پس ما می بینیم که بین فرضیه پیشین و کشف پاستور تناقض کامل وجود دارد.

علاوه بر این آزمایشگاه های مجهز ما با وجود اینکه توانسته اند چندین ترکیب از پروتوپلاسم به دست آورند به ساخت جسم زنده موفق نشده اند.اگر ما احتمال اجتماع اوضاع احوال و وسایلی را که می توانند در صورت وقوع جسم زنده ای را تولید کند حساب کنیم خواهیم دید که مقدار این احتمال از صفر تجاوز نمی کند.

اگر بر فرض محال موفق به ساختن یک جسم زنده شویم باز هم مبدا نیروی برق و حرارت و عوامل شیمیایی که ما آن را برای تولید جسم زنده استفاده کرده ایم برای ما مجهول خواهد ماند و ما نخواهیم دانست که این نیروها از چه طریق باعث حس و حرکت این موجودات جدید است.-همچنان که طرز عمل این نیروها را در بدن انسان و حیوان نمی دانیم.

اگر خلقت را با فرضیه ای که گذشت قبول کنیم با اشکالات دیگر مواجه خواهیم شد مثلا اگر زتدگی از یک سلول ساده که از پروتوپلاسم تشکیل یافته به وجود می آید.پس نیروی خاصی لازم است که از یک ماده ی ساده این همه ترکیبات مختلف و اندامهای زنده موجودات کره ارض به وجود آمده باشند.ولی با تجربه های مکرر ثابت شده است که با نیرو های فیزیکی و شیمیایی که علم در اختیار دارد نمی توا ن از یک ماده پرتوپلاستی حیوانی بوجود آورد.

و آنچه ما را از طرز عمل عوامل فیزیکی و شیمیایی در تولید حیوانات می دانیم برای بوجود آمدن یک موجود زنده کافی نیست.در مرحله اول علم ژنتیک معدودی از دگرگونی ها در ژن ها را نشان می دهد و ثابت شده این تغیرات نمی توانند هرگز جوابگوی پیدایش تغیرات بزرگی در ساختار جانور باشند.

در مرحله دوم قانون بقای اصلح نشان داده که برخی از تغیرات صورت می گیرد ولی به هیچ وجه نمی تواند چگونگی وجود این همه انواع مختلف را بیان کند.از طرفی قانون آنتروپی می گوید که نیروی قابل استفاده هر جسم هر  روز کمتر می شود پس چگونه یک تکه کوچک از یک ماده پرتوپلاستی می تواند یک جانور بزرگ را بوجود آورد.بدین طریق میان قانون طبیعی انتروپی و نمو سلول تضاد وجود داردو

مسلما در وضع فعلی علوم هیچکس نمی تواند کیفیت خلقت را در یابد یا بیان کند ولی مشاهدات علمی و تجربیات آزمایشگاهی دلایلی بع دست ما می دهد که احتمال خلقت حیوان را از ماده و نیروهای غیر مادی یرقابل قبول می نماید و باید قائل به این شد که در ایجاد اجسام زنده نیرویی ماورای نیروهای مادی دست داشته است.

البرت اینشتین که وجود یک خالق را قبول داشته به آن چنین اشاره می کند:قدرت تعقلی متعالی و محدودیت ناپذیر که در جهان غیر قابل فهم و تجلی می کند.

چنان که در اول مقاله متذکر شدیم من اسم این نیرو را خدا گذاشته ام.من در این دنیا ماده و نیروی ازلی نمی بینم و آفرینش جهان را نتیجه تصادف نمی دانم.به نظر من در آفرینش جهان هیچ عامل مجهول و حتی مرموزی وجود ندارد من در آفرینش جهان مشیت پروردگار قادر متعال را می بینم و بس و عقیده من شاید غیر منطقی نباشد.

آیا بشری که هوش و استعدادش محدود است می تواند بگوید که فلان موضوع با عقل و حق و فق می کند فلان موضوع دیگر نمی کند؟

در هر صورت من عقیده خود را ابراز نمودم و همیشه در این عقیده ثابت خواهم بود..

منبع کتاب اثبات وجود خدا